مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
425
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
فلمّا فنى أصحاب الحسين عليه السّلام ، وقتلوا جميعهم عن آخرهم ، إخوته وبنو عمّه ، وبقي وحده بمفرده ، حمل عليهم حملة منكرة ، قتل فيها كثيرا من الرّجال والأبطال ، ورجع سالما إلى موقفه عند الحريم ، ثمّ حمل عليهم حملة أخرى ، وأراد المكر راجعا إلى موقفه ، فحال الشّمر بن ذي الجوشن لعنه اللّه بينه وبين الحريم والمرجع إليهم في جماعة من أبطالهم وشجعانهم وأحدقوا به ، ثمّ جماعة منهم تبادروا إلى الحريم والأطفال ، يريدون سلبهم ، فصاح الحسين عليه السّلام : ويحكم يا شيعة الشّيطان ، كفّوا سفهاءكم عن التّعرّض للنّساء والأطفال ، فإنّهم لم يقاتلوا . فقال الشّمر لعنه اللّه : كفّوا عنهم ، واقصدوا الرّجل بنفسه . « 1 » ابن الصّبّاغ ، الفصول المهمّة ، / 192
--> - نداريد واز روز بازپسين شما را پروايى نيست ، پس لا أقل در دنياي خود آزادمرد باشيد . اگر به گمان خود عربى نژاديد ، به شؤون نژادى خود بازگرديد . » راوي گفت : شمر لعين صدايش زد كه : « اى پسر فاطمه ! چه مىگويى ؟ » فرمود : « من با شما جنگ مىكنم وشما با من . زنان را در اين ميان گناهى نيست . اين خيرهسران ونادانان وستمگرانتان را تا من زندهام ، نگذاريد متعرض حرم من بشوند . » شمر لعين گفت : « اى پسر فاطمه ! پيشنهادت را مىپذيريم . » فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 119 - 120 ( 1 ) - وعطش بر آن جناب غلبه كرد وضعف بر وى استيلا يافت . در اين أوان ، شمر بن ذي الجوشن آهنگ خيمه كرد . امام حسين ، ابن سعد را آواز داد وگفت كه : « اگر دين اسلام نداريد ، حميت عرب كجا شد ؟ » عمر سعد با شمر گفت كه : « چندان صبر كن كه دل از امام حسين عليه السّلام فارغ گردد . » در تاريخ أبو المؤيد خوارزمي مذكور است كه چون أمير المؤمنين حسين تنها ماند ، مانند كسى كه دل از حيات برگرفته باشد واز زندگانى نوميد گشته بر مخالفان حمله آورده [ است ] ، مبارز خواست . چندكس از أعيان ابطال ومشاهير رجال واحدا بعد واحدا پيش آمدند ووى همه را بينداخت وجمعى انبوه را به زخم شمشير ونيزه به دوزخ فرستاد . عاقبت شمر ذي الجوشن با طايفه كثير روى به آن جناب نهاد وبعد از كوشش بىنهايت ، ميان أو وخيمههاى وى حايل شدند وبعضي از آن جماعت خواستند كه به خيام درآيند وغارت كنند وامام حسين مشاهد آن صورت گشت وآواز برآورد كه : « اى آل أبي سفيان ! اگرچه شما را دين نيست ، از عار نمىانديشيد كه تعرض حرم من مىكنيد ؟ » شمر پرسيد كه : « اى حسين ! مقصود تو چيست ؟ » -